»نمی خواهم دل ابریشمی را
نمی خواهم جهان بی غمی را
نمی خواهم که دل با ساده لوحی
بخندد یا بگرید کودکانه .
چو بیند کرم شب تابی بگوید :
»چراغ است این که می سوزد شبانه
و از نور دروغینی شود شاد .
چند وقتیست هر چه میگردم ، هیچ حرفی بهتر از سکوت پیدا نمیکنم ، اما گاهی حرف می زند گاهی فریاد میکشد و من همیشه به
دنبال کسی میگردم که بفهمد یک نگاه خسته چه میخواهد بگوید.